دیروز یکی از بازدید کنندگان وبلاگ در یک تماس تلفنی در مورد چگونگی ورود به بازار کار کانادا پرسش هایی داشت که پاسخ من به آن چه بسا برای همگان مفید باشد:

۱) من استفاده از واژه "نفوذ" به بازار کار را بهتر از "ورود" میدانم. بازار کار کانادا چه برای آنها که میخواهند استخدام شرکت یا موسسه ای بشوند و چه برای آنها که میخواهند از طریق سرمایه گذاری، کسب و کار خودشان را به راه بیندازند همیشه جا دارد. نکته مهم اینجاست که این بازار "در ورودی" مشخصی ندارد بلکه با ترفند هایی باید در آن نفوذ کرد. وقتی وارد سیستم شدید دیگر بسته به توانایی های شخصی خودتان رو به جلو یا عقب خواهید رفت.

۲) همانطور که برای کوهنوردی شما به ابزار مشخصی احتیاج دارید، برای نفوذ به بازار کسب و کار کانادا هم ابزاری نیاز دارید سه تای مهم آن عبارتند از : زبان - زبان و زبان. بعد از این سه عامل نوبت به سایر موارد مانند شانس، اقبال، رابطه و آشنایی، توانایی های علمی و فنی و غیره میرسد.

۳) علت اینکه زبان را مهمترین عامل میدانم، مشاهده مواردی است که ذکر نمونه هایی از آنها در اینجا ضروری به نظر میرسد:

   - یکی از دبیران فیزیک و مدرسین طراز اول کلاسهای کنکور که سالها پیش و تقریبا همزمان با من به کانادا آمد، فقط و فقط به دلیل ندانستن زبان انگلیسی موفق به یافتن کاری در خور توانایی های علمی خود نشد و عاقبت سر از کاری نا مرتبط در آورد. نکته جالب این بود که او از سیستم آموزش و پرورش کانادا انتقاد میکرد که راه را برای ورود او به بسته اند.

آیا خود شما در ایران فرزندتان را به دبیرستانی میفرستید که دبیرانش فارسی ندانند؟

   - دوست دیگری با سرمایه ای کافی برای راه اندازی یک کسب و کار به کانادا آمده بود ولی سرانجام پس از هزینه کردن صدها هزار دلار و چند سال زمان به این نتیجه رسید که کانادا جای کار برای او نیست چون زبان انگلیسی نمیدانست و خوشبختانه خودش هم میدانست که زبان نمیداند. بنا براین عطای کانادا را به لقایش بخشید و به ایران بازگشت

۴) من به آن دوست محترمی که دیروز به من زنگ زده بود گفتم از همین امروز تا ورود به کانادا هر کاری دارید زمین بگذارید و به دنبال تقویت زبان خود بروید. آنها که به مونترال و کبک میروند فرانسوی را در اولویت اول و آنها که به سایر نقاط کانادا می آیند انگلیسی را بچسبند و "یاد بگیرند".

۵) هرگز نگویید که میرویم کانادا و اونجا کلاس هست و تو محیط یاد می گیریم. اگر با این دیدگاه بیایید، چه بسا دو سه سال از وقت (یعنی پول) خود را باید صرف یادگیری زبان کنید. یادگیری در محیط البته درست است ولی زمانی رخ میدهد که شما زبان را بلد باشید ولی کاربرد و اصطلاحات را ندانید. در این صورت شما با بودن در محیط، زبان خود را اصلاح میکنید. نه اینکه یاد میگیرید. 

۶) در این مورد صحبت بسیار است. من این دریچه را باز کردم  و دوستان هم هر نظری دارند بیان کنند. این پست در اینجا به اتمام نمیرسد و در آینده با توجه به سوالات و مباحث طرح شده ادامه پیدا خواهد کرد.

۷) آخرین عبارت من در خاتمه این بخش این است که "زبان یاد بگیرید".