تورنتو بودم

من برای یک سفر کاری سه روزی تورنتو بودم. در این مدت دوستان نظرات و ایمیل هایی فرستادند که متاسفانه پاسخ به آنها به علت نبودنم در ونکوور با تاخیر همراه شد. فردا (جمعه) تمام آنها را سر و سامان میدهم و مطالب مفید و جالبی از ملاقاتهایم با چند تا از وکلای مهاجرت در تورنتو دارم که در پستها بعدی بیان خواهم کرد.

باز کردن اولین حساب بانکی در کانادا

چندی پیش برای کاری به یکی از شعب رویال بانک رفته بودم. در آنجا چشمم به جزوه ای به زبان فارسی خورد که در ّآن در مورد باز کردن اولین حساب بانکی در کانادا توضیحاتی داده شده بود.

من لینک به آن جزوه به (زبان انگیسی اش را البته) در اینجا گذاشته ام. یک لینک دیگر هم در مورد سیستم  مالی و بانکی کانادا است که در بر دارنده مطالبی در مورد حسابهای سرمایه گذاری و وام و غیره است.

http://www.rbc.com/canada/brochures/en_RCM0828_first%20account.pdf

  http://www.rbc.com/canada/wtcpackage/index.html

 

آن ترجمه فارسی را بصورت فایل پی دی اف دارم ولی نمیدانم چگونه روی وبلاگم قرار بدهم. اگر میدانید راهنمایی کنید لطفا

 

البته قراردادن لینک های بالا به این معنی نیست که رویال بانک بهترین برای مهاجرین است. شما سایر بانکهای کانادا را هم چک کنید و از برنامه های آنها هم با خبر باشید. هر بانکی برای منظور خاصی مناسب است. مثلا یکی برای وام مسکن؛ یکی برای کارت های اعتباری و غیره. ولی تا آنجا که من دیدم بیشتر مهاجرین در زمان آمدن خودم به کانادا از خدمات رویال بانک استفاده میکردند.

اینجا لینک هایی به بانکهای مهم کانادا گذاشته ام که میتوانید در سایت های آنها جستجو کنید:

www.tdcanadatrust.com

www.cibc.ca

www.scotiabank.ca

www.bmo.ca

 

 

موفق باشید

فصل ورود به کانادا

هوای ونکوور امروز دلچسب و آفتابی بود. نه گرم و نه سرد. ولی همیشه این هوا در دسترس نیست و همه جای کانادا هم ونکوور نیست.

یکی از مسایل خیلی مهم که اغلب مهاجرین آن را نادیده و یا دست کم میگیرند توجه به فصل ورود به مقصد مهاجرتی شان است. 

به عنوان مثال اگر مقصد شما تورنتو است و قصد دارید در ماههای نوامبر یا دسامبر وارد کانادا شوید، خود را باید برای زمستان سرد و روزهای کوتاه آماده کنید. از سوی دیگر کارفرها در چنین ایامی اقدام به جذب نیروی جدید برای کار نمی کنند و شما باید تا اواسط ژانویه به انتظار بمانید.

در ونکوور نیز ماههای زمستان اگرچه با سرمای استخوان سوز تورنتو همراه نیستند ولی باز هم مساله بارندگی، هوای ابری، شبهای طولانی و روزهای کوتاه برای یک تازه وارد به احتمال قوی جزو جذابیت های کانادا نیستند.

اگرچه این موارد در سالهای بعد به علت درگیری ها و مشغله روزمره افراد و نیز عادت کردن به شرایط، کمتر به چشم می آیند ولی در بدو ورود عامل مهمی در سرخوردگی و افسردگی و دلزدگی از کانادا میشود.

توصیه من این است که اگر از مدت اعتبار ویزای شما به مقدار کافی باقی مانده، از ورود به کانادا در فصل زمستان پرهیز کنید و آمدنتان را به فصل بهار موکول کنید تا ماههای اولیه ورودتان با طولانی تر شدن روزها و گرمتر شدن هوا همراه باشد.

همانطور که در ابتدا هم یادآور شدم، مساله شرایط آب و هوایی تا وقتی به کانادا وارد نشده اید چندان مهم به نظر نمیرسد ولی برای بسیاری از افراد تبدیل به مساله ای بغرنج میشود. این را بدانید که به غیر از ونکوور، سایر شهرهای کانادا زمستان های طولانی و بسیار سردی دارند که اگر نسبت به این مساله حساس هستید بهتر است در مورد محل اقامت و زمان ورودتان تجدید نظری بکنید.

سایت زیر با داشتن اطلاعات فراوان میتواند شما را در زمینه شرایط آب و هوایی و دمای شهر مورد نظرتان کمک کند.  http://www.theweathernetwork.com/

موفق باشید

 

چی ببریم / چی نبریم؟ . . . . نکاتی در بردن وسایل زندگی به کانادا

در آن روزهای پر تب و تاب قبل از مهاجرت، یکی از دهها سوالی که برایم وجود داشت این بود که چه وسایلی را با خودمان به کانادا ببریم و کدام ها رو نبریم.

دوستان و بستگانی که اینور (البنه از دید ما در آن زمان اونور) بودند هر کدام به فراخور حس و حال خود توصیه هایی میکردند که راستش اغلب آنها برای ما غیر مفید بودند. از جمله اینکه یکی می گفت "بابا اصلا چرا میخواین بیاین؟ زندگیتون رو به هم نزنید!!!!!"

تا اینکه یکی از آنها گفت: هر وسیله ای که دارید و سالم و خوب است با خودتون بیارین ولی چیزی جدید و نو برای آوردن نخرید.

با توجه به اینکه آن موقع تازه ۴-۳ سال از آغاز زندگی من و همسرم میگذشت و بچه هم نداشتیم، وسایل ما غالبا نو و سالم بودند. بنابراین به توصیه آن فامیل اعتماد کردیم و نتیجه خوبی هم گرفتیم.

حالا من همان توصیه را برای دوستان و افرادی که عازم کانادا هستند دارم و توجه آنها را به نکات زیر جلب میکنم:

۱ - ولتاژ برق کانادا ۱۱۰ است و در ایران ۲۲۰. اگر قصد دارید وسایل برقی و لوازم خانگی خودتان را بیاورید، این مورد را حتما به یاد داشته باشید.

۲ - گروهی از مهاجرین با تهیه کانتینر، تمامی وسایل زندگی خود را به همراه می آورند. این کار یک مزیت دارد که اولا با توجه به حجم و وزن وسایل میتوانند کانتینر را با یک نفر دیگر هم شریک بشوند و کلی در هزینه حمل صرفه جویی کنند. علاوه بر آن، از خرید وسایل مانند مبل و میز و صندلی و غیره معاف میشوند و چندین هزار دلار هم اینجوری صرفه جویی میکنند. و باز هم علاوه بر آن، دیدن وسایل و لوازم خانه قبلی خودشان در ایران به آنها احساس خوبی میدهد و فکر اینکه در کشوری جدید "همه چیز" آنها عوض شده رهایی می یابند. این موضوع به خصوص در یکی دو سال اول اهمیت دارد تا کم کم به تغییر محیط زندگی عادت کنند.

۳ - اگر از گروهی هستید که با کانتینر وسایلتان را می آورید، از نکته شماره ۱ غافل نشوید. لوازم خانگی مانند تلویزیون و لباسشویی و غیره در کانادا قابل استفاده نیستند مگر اینکه فکری برای اختلاف ولتاژ آنها کرده باشید.

۴ - در هر صورت کانتینری ها یک یا دو ترانسفورمر ۱۱۰ به ۲۲۰ ولت بیاورند تا وسایل ساده تر مانند سشوار و پلوپز و غیره برایشان قابل استفاده باشد. اگر هم واقعا مایل به آوردن وسایل برقی بزرگتر مانند تلویزیون هستید، به هزینه آوردن و وزن و حجم و . . . توجه کنید. قیمت ها را بررسی کنید. وسایل صوتی و تصویری در کانادا خیلی ارزان تر از ایران هستند.

۵ - اگر کانتینری نیستید و فقط چمدان به دست وارد کانادا میشوید، توصیه من این است که حتی همان سشوار را هم نیاورید چون با توجه به وزن ترانسفورمر و اضافه باری که برای آن باید بدهید، شاید به صرفه باشد که با مبلغی کمتر از آن در همین کانادا این وسایل را بخرید و از مزیت های نو بودن و گارانتی آنها هم بهره مند شوید.

۶ - اگر فعلا چمدان به دست می آیید ولی قصد دارید در آینده وسایلتان را بیاورید، حتما لیست کاملی از تمام وسایلتان تهیه کنید و آنها را مستند به فیلم و عکس کنید و همراه داشته باشید. سری به سایت گمرک کانادا بزنید http://www.cbsa-asfc.gc.ca/menu-eng.html     و                       http://www.cra-arc.gc.ca/menu-eng.html     و از آخرین تغیرات و  اطلاعات با خبر شوید. شما در اولین ورودتان به عنوان مهاجر می توانید از معافیت های گمرکی برای یکبار ورود وسایل زندگی استفاده کنید. اگر در ورود اول این وسایل همراهتان نیاشد، میتوانید لیست آنها را در همان لحظه ورود در اظهارنامه ای اعلام کنید و تا مدتی بعد (فکر کنم ۵ سال باشد ولی اطمینان ندارم. خودتات چک کنید) آنها را بدون پرداخت عوارض گمرکی به کانادا وارد کنید. یادتان باشد که اگر از سالن فروگاه و گمرک خارج شوید و فردایش لیستی ارایه کنید قابل قبول نخواهد بود احتمالا (این مورد را هم حتما چک کنید. قبلا قابل قبول نبود).

۷ - اینها مواردی هستند که تا این لحظه به فکرم رسیده. اگر موردی از قلم افتاده یا سوالی دارید، بپرسید.

 

موفق باشید

رده بندی شهرهای کانادا

مجله مانی سنس 179 شهر کانادا با جمعیت بالای 10 هزار نفر رو از نظر شرایط مطلوب برای زندگی امتیازدهی و رتبه بندی کرده.  من در اینجا لینک به این مطلب را برای اطلاع شما قرار میدم.

با نگاهی به این لیست و مقایسه فاکتور هایی مانند نرخ بیکاری، درآمد و میزان تحصیلات مردم هر شهر، شما میتونید تصویری کلی از شهر مورد نظرتون به دست بیارید.

یک نکته خیلی خیلی مهم اینه که این رتبه بندی توسط این مجله انجام شده و بس. اگر یه مجله یا شرکت دیگری این کار رو میکرد حتما لیست متفاوتی درست میشد.

این رتبه بندی ها به نظر من خیلی دقیق نیستن و به اون فقط به عنوان "یک تصویر کلی" نگاه کنید. همین موضوع در مورد رتبه بندی دانشگاههای جهان وجود داره که باعث میشه شما با چندین لیست گوناگون که هر کدوم توسط یه شرکت یا موسسه تهیه شده روبرو بشین که با دیگری فرق داره.

این شما و این لینک به اون مطلب:

http://www.moneysense.ca/2010/04/30/best-places-to-live-2010/

 

سایت های مفید - 3 - کاریابی

امروز داشتم رانندگی میکردم و طبق معمول به ۶۵۰ تا موضوع مختلف هم فکر میکردم. یکی از اونا این بود که کار، کاریابی، بیکاری، کار گرفتن و هرچه که به نوعی با کار پیوند داشته باشه تو کانادا چقدر مهمه.

یادم افتاد که چند ماه اول که وارد کانادا شده بودم یه فایل درست کرده بودم و هرچی سایت جستجوی کار و موسسات کاریابی رو پیدا میکردم تو اون لیست وارد میکردم.

امشب به سراغ اون فایل رفتم و نیم نگاهی به اون سایت ها انداختم. گروهی از اونا که دیگه اصلا وجود خارجی نداشتن. گروهی دیگه رو اصلا یادم نمیومد که ازشون استفاده کرده باشم. چند تایی هم خیلی مشهور بودن. خلاصه اینکه دیدم بد نیست اون لیست تقریبا بلند و بالا رو اینجا بذارم، با یادآوری چند نکته:

۱) مسولیت محتوا و مسایل تکنیکی هیچکدام از این سایت ها با بنده نیست. یعنی اگه یه هو تو یکیش گفته بود اطلاعات شخصیتون رو بدین، تصمیم گیری با خودتونه. اگه یه هو یه سایتی "اسپای ور" از آب در اومد لطفا یقه بنده رو نگیرین. خلاصه از اینجور هشدارا.

۲) گروهی از این سایت ها موسسات کاریابی هستند. این موسسات عموما درآمد خودشون رو از کارفرها ها در میارن. یعنی کارفرما ها به این موسسات پول میدن که اونا براشون زحمت مصاحبه ها و یافتن پرسنل مناسب رو بکشن. من با این موسسات خیلی تماس داشتم ولی هیچوقت هیچکدومشون برای من نتونستن کاری بکنن. البنه هنوزم که هنوزه از بعضیاشون ایمیل میگیرم که میگن یه موقعیت کاری عالی پیش اومده و رزومه به روز شده خودتو بفرست. که البنه منهم این ایمیل ها رو سر ضرب پاک میکنم. توصیه من اینه که زیاد به این موسسات دل نبندین ولی برای شروع فرستادن رزومه تون برای اونا بد نیست.

۳) تعداد زیادی از آگهی های استخدام رو نه تو سایت های جستجوی کار می بینین نه تو موسسات کاریابی. گروهی از شرکت ها ترجیح میدن لیست پرسنل مورد نیازشون رو تو سایت خودشون اعلام کنن. این کار مزیتش اینه که شما مستقیما با شرکت و کارفرما طرف میشین و عیبش اینه که معمولا این لیست ها خیلی به روز نیستن و گاهی آگهی یه سال قبل هنوز تو اونا هست. یه مساله دیگه هم اینه که پیداکردن سایت شرکت ها و سر زدن به تک تک اونا خیلی وقت گیره.

۴) شاید بعد از خوندن قسمت بالا سوال کنید که اصلا وب سایت شرکت ها رو چطوری میشه پیدا کرد؟ برای این کار من از روش مراجعه به انجمنها و سندیکاهای حرفه ای مثل "انجمن خانه سازان تورنتو" و یا "انجمن پیمانکاران بریتیش کلمبیا" یا "انجمن مهندسین مشاور اونتاریو" استفاده میکنم. تو هر رشته و شغلی که هستین، لغات کلیدی صنوف مربوط به کارتان رو گوگل کنید تا به آدرس انجمن یا سندیکا یا هر اسم دیگه اش برسین. اونوقت دیگه کار تمومه.

۵) غیر از روش بند ۳ میتونین از ارسال گروهی - فله ای رزومه استفاده کنید. چه بسا شرکتی نه آگهی استخدام داده و نه تو سایتش حرفی از پرسنل مورد نیازش زده ولی با دریافت رزومه شما (که بهتره فکس شده باشه) و دیدن توانایی های شما رزومه رو فایل کنه و یک هفته یا چند ماه بعد با شما تماس بگیره. معمولا شرکت ها در کانادا رزومه های خوب رو تا شش ماه نگه میدارن. پس تا شش ماه بعد هم میتونید انتظار تماس داشته باشین.

۶) اگه از ایران امکان فکس زدن ندارین یا مشگله، از ایمیل استفاده کنین. گزچه ایمیل ریسک "دیده نشدنش" خیلی بالاتر از فکسه

۷) یه روش خیلی وقت گیر تر ولی نتیجه بخش تر مراجعه حضوری به شرکت هاست که برای اونا که به کانادا وارد شدن این روش کار برد داره.

۸) شانس کاریابی خودتون رو تقسیم کنین. مثلا هفته ای دو روز برای مراجعات حضوری، دو روز برای پیگیری رزومه های ارسالی؛ یه روز برای فکس یا ایمیل زدن و . . . . وقت بذارین.

۹) یه رزومه قوی با اسلوب "کانادایی" خیلی خیلی خیلی مهمه. روی رزومه تون وقت بذارین و خیلی خوب درستش کنید که ارزشش رو داره و جواب خوبی خواهید گرفت.

۱۰) اینم لیست اون وب سایت ها. اینا مشتی نمونه خروار هستن. با جستجو در اینترنت حتما میتونید خیلی بیشتر از اینا تو رشته تخصصی خودتون و تو شهر دلخواهتون سایت و آژانس کاریابی پیدا کنید.

1.      www.workopolis.com

2.      www.thejobline.ca

3.      www.jobbank.gc.ca

4.      www.monster.ca

5.      www.torontojobshop.com

6.      www.vancouverjobshop.ca

7.      www.ianmartin.com

8.      www.employmentnews.com

9.      www.tcanetworks.com

10.  www.worklink.ca

11.  www.brassring.com

12.  www.starclassifieds.com

13.  www.coopcareers.com

14.  www.mediacorp2.com

15.  www.canadainfonet.org

16.  www.engineeringcareers.ca

17.  www.milespersonnel.ca

18.  www.jobshark.com

19.  www.aerotek.com

20.  www.atsglobal.com

21.  www.atsrecruitment.com

22.  www.blueskypersonnel.com

23.  www.aplin.com

24.  www.executrade.com

25.  www.globalrecruit.com

26.  www.harcourt.ca

27.  www.hayspersonnel.ca

28.  www.maxrecruiter.com

29.  www.personnel-search.com

30.  www.roevin.ca

31.  www.stoakley.com

32.  www.tes.net

33.  www.trsstaffing.com

 

 ۱۱) ببخشید که این پست اینقدر طولانی شد. وقتی رو که الان صرف میکنید، به بالا بردن شانس کاریابیتون اگه کمک کنه، ارزشش رو داره به نظرم.

 

                                                                                                          موفق باشید

سایت های مفید - 2

یک توضیح: استفاده از واژه "بیزینس" امروزه آنچنان در بین ایرانیان جا افتاده که به دشواری میتوان معادلی همگان پسند و رایج در زبان فارسی برای آن پیدا کرد. عبارت "کسب و کار" به نظر من نزدیکترین معادل فارسی برای بیزینس است. اسفاده از معادل "تجارت" را برای آن مناسب نمیدانم چون ذهن خواننده و شنونده را به سوی "بازرگانی" و "صادرات و واردات" می برد. از آنجا که متوجه شدم واژه "بیزینس" در داخل ایران نیز کم و بیش مورد استفاده قزار می گیرد، منهم همان را در متن این پست انتخاب کردم. هر جا که آن را دیدید، منظور همان "کسب و کار" است.

 

در این پست شما را با وب سایت "کسب و کار های کوجک در بریتیش کلمبیا" یا همان "بیزینس های کوچک در بی سی" آشنا میکنم.

با مراجعه به این سایت، افرادی که علاقه مند به راه اندازی بیزینس خودشان هستند میتوانند تمام اطلاعات مورد نیاز خود را بدست بیاورند.

یک توضیح ضروری به نظر میرسد. در کانادا ساختار بیزینس ها یا شرکت ها به سه گونه است. نوع اول بیزینس های انفرادی است که در آن یک نفر با تاسیس شرکت یا بیزینس خود، به تنهایی عهده دار تمام مسایل کاری و مالی و مالیاتی میشود. نوع دوم شرکت های متشکل از دو نفر است که جزییات مسولیت ها و تعهد ها متفاوت از نوع اول است. نوع سوم هم شرکت به اصطلاح سهامی است که موسس و دارنده سهام میتواند از یک نفر تا میلیونها نفر باشد.

در این وب سایت قوانین و مقررات ثبت بیزینس در استان بریتیش کلمبیا بیان شده و در آن اطلاعات دقیقی در این مورد پیدا میکنید.

 

http://www.smallbusinessbc.ca/

موفق باشید.

سایت های مفید - 1

از این پس در کنار معرفی سایت های به درد بخور در بخش پیوند های روزانه، آنهایی را که مهم تر هستند را در پست های جداگانه معرفی میکنم.

یکی از این سایت ها را میتوانید با کلیک روی لینک زیر ببینید. این برنامه که توسط وزارت علوم استان بریتیش کلمبیا حمایت مالی میشه، علاوه بر کمک به یافتن کار و راهنمایی در مورد آن، اطلاعاتی در مورد بازپراخت هزینه های تحصیلی و شغلی شما دارد.

من شخصا از امکانات این سازمان استفاده نکردم چون وقتی به بریتیش کلمبیا وارد شدم، بیش از ۵ سال از ورودم به کانادا گذشته بود و امتیازات آن شامل حال من نمیشد. ولی دوستان و آشنایانی را سراغ دارم که حتی هزینه های ترجمه مدارک تحصیلی خود را نیز با ارایه سند و مدرک معتبر از این سازمان گرفته اند. این برنامه با توجه به رشته تحصیلی افراد، تا سقف معینی از هزینه های تحصیلی و کالج و غیره را پوشش میدهد. تا جایی که من میدانم چنین برنامه ای در اونتاریو (تورنتو) وجود ندارد. اگر افرادی در مورد آن استان اطلاعاتی دارند لطفا به اشتراک بگذارند.

جزییات برنامه در وب سایت آن موجود است و لینکهای مفیدی از داخل آن به سایر سایت های مفید میتوانید پیدا کنید.

                http://www.welcomebc.ca/en/index.html   

موفق باشید 

زبان - زبان و زبان

دیروز یکی از بازدید کنندگان وبلاگ در یک تماس تلفنی در مورد چگونگی ورود به بازار کار کانادا پرسش هایی داشت که پاسخ من به آن چه بسا برای همگان مفید باشد:

۱) من استفاده از واژه "نفوذ" به بازار کار را بهتر از "ورود" میدانم. بازار کار کانادا چه برای آنها که میخواهند استخدام شرکت یا موسسه ای بشوند و چه برای آنها که میخواهند از طریق سرمایه گذاری، کسب و کار خودشان را به راه بیندازند همیشه جا دارد. نکته مهم اینجاست که این بازار "در ورودی" مشخصی ندارد بلکه با ترفند هایی باید در آن نفوذ کرد. وقتی وارد سیستم شدید دیگر بسته به توانایی های شخصی خودتان رو به جلو یا عقب خواهید رفت.

۲) همانطور که برای کوهنوردی شما به ابزار مشخصی احتیاج دارید، برای نفوذ به بازار کسب و کار کانادا هم ابزاری نیاز دارید سه تای مهم آن عبارتند از : زبان - زبان و زبان. بعد از این سه عامل نوبت به سایر موارد مانند شانس، اقبال، رابطه و آشنایی، توانایی های علمی و فنی و غیره میرسد.

۳) علت اینکه زبان را مهمترین عامل میدانم، مشاهده مواردی است که ذکر نمونه هایی از آنها در اینجا ضروری به نظر میرسد:

   - یکی از دبیران فیزیک و مدرسین طراز اول کلاسهای کنکور که سالها پیش و تقریبا همزمان با من به کانادا آمد، فقط و فقط به دلیل ندانستن زبان انگلیسی موفق به یافتن کاری در خور توانایی های علمی خود نشد و عاقبت سر از کاری نا مرتبط در آورد. نکته جالب این بود که او از سیستم آموزش و پرورش کانادا انتقاد میکرد که راه را برای ورود او به بسته اند.

آیا خود شما در ایران فرزندتان را به دبیرستانی میفرستید که دبیرانش فارسی ندانند؟

   - دوست دیگری با سرمایه ای کافی برای راه اندازی یک کسب و کار به کانادا آمده بود ولی سرانجام پس از هزینه کردن صدها هزار دلار و چند سال زمان به این نتیجه رسید که کانادا جای کار برای او نیست چون زبان انگلیسی نمیدانست و خوشبختانه خودش هم میدانست که زبان نمیداند. بنا براین عطای کانادا را به لقایش بخشید و به ایران بازگشت

۴) من به آن دوست محترمی که دیروز به من زنگ زده بود گفتم از همین امروز تا ورود به کانادا هر کاری دارید زمین بگذارید و به دنبال تقویت زبان خود بروید. آنها که به مونترال و کبک میروند فرانسوی را در اولویت اول و آنها که به سایر نقاط کانادا می آیند انگلیسی را بچسبند و "یاد بگیرند".

۵) هرگز نگویید که میرویم کانادا و اونجا کلاس هست و تو محیط یاد می گیریم. اگر با این دیدگاه بیایید، چه بسا دو سه سال از وقت (یعنی پول) خود را باید صرف یادگیری زبان کنید. یادگیری در محیط البته درست است ولی زمانی رخ میدهد که شما زبان را بلد باشید ولی کاربرد و اصطلاحات را ندانید. در این صورت شما با بودن در محیط، زبان خود را اصلاح میکنید. نه اینکه یاد میگیرید. 

۶) در این مورد صحبت بسیار است. من این دریچه را باز کردم  و دوستان هم هر نظری دارند بیان کنند. این پست در اینجا به اتمام نمیرسد و در آینده با توجه به سوالات و مباحث طرح شده ادامه پیدا خواهد کرد.

۷) آخرین عبارت من در خاتمه این بخش این است که "زبان یاد بگیرید".

 

تو کانادا هم اشتباه میشه

ما یه آپارتمانی در تورنتو داشتیم که مدتی بعد از اینکه به ونکوور اومدیم فروختیمش. اون آپارتمان یه آبگرمکن داشت که اجاره ای بود. این موضوع در تورنتو بسیار متداوله که آبگرمکن خونه ها تحت مالکیت یه شرکته و شما برای استفاده ماهانه میلغی حدود ۱۰ ذلار اینطورا پرداخت میکنید. اگر هم نیازی به سرویس و تعمیر و تعویض آبگرمکن باشه هزینه اش به عهده همون شرکنه.

خلاصه ما اون آپارتمان رو ۹ ماه پیش فروختیم و من چند روز قبل از موعد محضر تلفنی به اون شرکت آبگرمکنیه اطلاع دادم که من دیگه مالک نیستم و برداشت پول از حسابم رو متوقف کنند.

ولی اشتباهی شد و هی هر ماه اون ۱۲-۱۰ دلار رو از حسابم بصورت اتوماتیک برمیداشتن. یه بار هم تلفنی بهشون خبر دادم ولی اتفاقی نیفتاد.

از اونجاییکه معمولا تلفن به اینجور سازمانها و شرکنها مستلزم نیم تا یک ساعت پشت خط موندن و سوال و جوابه، هی پیگیری این موضوع رو پشت گوش می انداختم تا "وقت کنم این کارو کنم".

به هر صورت امروز دیدم دوباره پول از حسابم برداشتن. با غیظ و عصبانیت یک ارباب رجوع ایرانی بهشون زنگ زدم ولی ادب و احترام اون آدم پشت خط و موزیک انتظار آرام بخشی که میذاشتن آبی رو آتش بود.

اون آدم پشت خط تایید کرد که پیغامی از طرف من چند روز قبل از موعد محضر در سیستم اونا ثبت شده ولی نمیدونست چرا هیچ اقدامی روش نشده.

جا در جا بعد از ۴۸۰ بار عذرخواهی حساب رو بست و گفت برای این ماههایی که پول برداشتن از حسابم، یه فقره چک برام پست میکنن که تا ۸-۷ روز دیگه به دستم میرسه.

احتمالا اگر خودم رو خیلی عصبانی و ناراضی نشون میدادم یه کادویی هم (مثلا دو تا بلیط سینما) از طرف شرکت برام میفرستاد تا دلخوریم رو جبران کنه و مشتری راضی از در بره بیرون.

بعدش با خودم فکر کردم که تو کانادا هم اشتباه میشه ولی چه راحت عذرخواهی میکنن و اشتباهشون رو جبران. فقط باید وقت بذاری و پیگیری کنی. از این اتفاقات تو این چند سال چندین بار برام پیش اومده که همیشه به خیر و خوشی تموم شده.

فقط یه نکته ریز آدم رو قلقلک میده که این اشتباها همیشه به ضرر مشتری و به نفع شرکت رخ میده و بعضیا که متوجه حساب و کتابشون نیستن پول بی زبونشون به باد میره. به قولی این شرکتا همیشه به طرفی غش میکنن که به ضرر مشتریه.

خلاصه تو کانادا آدم باید سرش تو حساب و کتابش باشه.

آداب وبلاگ نویسی

در یکی دو روزی که از راه اندازی این وبلاگ گذشته، چندین نظر و سوال و خوش آمد گویی و لینکدهی دریافت کرده ام.

راستش من زیاد با آداب وبلاگ نویسی آشنا نیستم چون زمانیکه ایران را ترک کردم اینترنت و وبلاگ هنوز خیلی فراگیر نشده بود. یا شده بود و من در جریانش نبودم. در اینجا هم آنچنان با هزار توی مسایل و مشکلات دنیای جدید و تولد فرزندان و کار و زندگی و مهاجرت دوباره از تورنتو به ونکوور و غیره و غیره درگیر بودم که اصلا به فکر این کار نبودم.

اما هرگز از یاد نبردم که وقتی خودمان (من و همسرم) عازم کانادا بودیم چند صد سوال داشتیم که بسیاری از آنها بی جواب ماند تا خودمان به اینجا برسیم. چقدر و چند نفر اطلاعات نادرست و اشتباه به ما دادند و ما بعدها فهمیدیم که آنها تا چه اندازه از مرحله پرت بودند. خلاصه بسیاری از موارد را شخصا تجربه کردیم، خیلی از راه ها را بیهوده پیمودیم و از خیلی مزایا بی خبر ماندیم تا به اصطلاح جا بیفتیم.

حالا تصمیم گرفته ام برای ادای دین به آنها که در آن روزها ما را راهنمایی کردند و برای رهایی دیگران از دست آنها که چاهنمایی میکنند، تا آنجا که دانش و فرصت دارم به دیگران کمک و راهنمایی کنم.

خوشبختانه امروزه با این همه وبلاگ و سایت و منابع اطلاع رسانی، تازه واردین به کانادا بسیار آگاه تر از ده سال قبل وارد میشوند و زمان و هزینه بسیاری را صرفه جویی می کنند. به علاوه امکان مقایسه اطلاعات مختلف و تشخیص درست از نادرست سهل تر شده.

به چند نفر از دوستان که سوالاتی مطرح کرده بودند با ایمیل پاسخ دادم و آنهایی را که وبلاگ مرا لینکدهی کرده بودند به پیوند های وبلاگم افزودم. (به نظرم این یکی از آداب وبلاگ نویسی است. اگر نیست بهم خبر بدین).

سعی میکنم روزانه نیم ساعتی را برای این وبلاگ وقت صرف کنم. امیدوارم بتوانم.

سوابق کاری و حرفه ای و تحصیلی من

متن زیر در بخش پروفایل مدیر وبلاگ نیز در دسترس می باشد. این متن فشرده ای از سوابق کاری و حرفه ای و تحصیلی من در بیست سال گذشته است.

 

من تجربه ای بیست ساله در امور ساختمانی و املاک در ایران و کانادا دارم. در طول سالیان گذشته طراحی، نظارت و سرپرستی پروژه های ساختمانی متنوعی در شاخه های مسکونی و تجاری را بر عهده داشته، آنها را با موفقیت به اتمام رسانده ام.
فعالیت ساختمانی را در اواخر دهه شصت شمسی، زمانیکه در دانشگاه صنعتی خواجه نصیر طوسی (تهران) مشغول به تحصیل در رشته مهندسی راه و ساختمان (عمران) بودم آغاز کردم. پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی در سال  1372 (1993) و تا سال 1380 (2002) که به کانادا مهاجرت کردم، در دفاتر فنی و کارگاههای شرکتهای معتبر ساختمانی به کار مشغول بودم که این دوره تجربیات گرانبهایی در زمینه برآورد، طراحی، سرپرستی و مدیریت پروژه های ساختمانی برایم به ارمغان آورد.
چند ماه پس از مهاجرت به کانادا در سال 2002 فعالیت در زمینه ساخت و ساز را آغاز نمودم. در ژانویه 2003 شرکت ساختمانی کاوه را در تورنتو به ثبت رسانده، همکاری خود را با شرکت های پیمانکاری و ساختمان سازی توسعه دادم و در کنار آن به تحصیل دوره های کوتاه مدت تخصصی در زمینه مقررات و آیین نامه های ساختمانی و سرپرستی کارگاه در کالج صنعتی جورج براون ادامه دادم. علاوه بر آن، پس از گذراندن دوره های امور املاک به عضویت انجمن مشاورین املاک کانادا، اونتاریو و تورنتو در آمدم و فعالیت در این زمینه را نیزاز اواخر سال 2003 آغاز نمودم.
در طی سالهای 2003 تا 2008 همکاری با شرکتهای پیمانکاری در زمینه ساخت و نوسازی ساختمانی غیر مسکونی (مدارس – کتابخانه ها و غیره)، سازندگان خانه های مسکونی لوکس و برجهای مسکونی بیش از پیش به تجربیات قبلی من افزود که شاخص ترین آنها همراهی در تیم مدیریت و سرپرستی دو برج مسکونی 18 و 22 طبقه در منطقه تورنتوی بزرگ بود.
در سال 2008 همزمان با اوجگیری فعالیت های ساختمانی در شهر ونکوور و دعوت به همکاری از سوی شرکت های متعدد پیمانکاری و مدیریت ساختمان، به این شهر نقل مکان کردم و در این شهر نیز در زمینه های اجرایی، سرپرستی و مدیریت پروژه های ساختمانی با افراد و شرکتها همکاری داشته ام و همچنین با عضویت در انجمن مشاورین املاک بریتیش کلمبیا و ونکوور به فعالیت در زمینه امور املاک ادامه داده ام. 
هم اینک، من به عنوان یکی از معدود مشاورین املاک با مجوز فعالیت در هر دو شهرتورنتو و ونکوور می باشم. تجربه من در زمينه خريد و فروش املاک در کنار سابقه طولانی در کارهای ساختمانی در هردوی این شهر ها ترکیب منحصر به فردی ایجاد نموده است.
از آنجا که من به دانش و به روز بودن معلومات در کنار تجربیات خود اهمیت فراوانی قایل هستم، در دوره های گوناگون آیین نامه های ساختمانی و ایمنی کارگاهی را در تورنتو و ونکوور  شرکت نموده ام. تازه ترین تلاش من در این راه، ادامه تحصیل در مقطع فوق لیسانس (کارشناسی ارشد) در رشته "مدیریت پروژه و ساخت و ساز" در دانشگاه بریتیش کلمبیا (ونکوور) می باشد که تا بهار سال 2011 به اتمام خواهد رسید.
در طول سالیان گذشته همواره پاسخگوی سوالات دوستان، بستگان و آشنایان در زمینه های مختلف زندگی، کار و تجارت در کانادا بوده ام. چندی پیش یکی از آنها مرا ترغیب کرد که با راه اندازی یک وبلاگ این تجربیات را به تعداد افراد بیشتری منتقل کنم. حال که اولین گام را در این راه برداشته ام، امیدوارم فرصت و دانش آن را داشته باشم که در کنار بهره گیری از دانستیهای شما، من نیز به آگاهی های شما در این زمینه بیافزایم.